سناریو اول:
در صورتی که سناریوی اول رخ دهد یعنی اینکه برنامه کوتاهمدت و یا میانمدتی برای تغییر شرایط سیاسی و اقتصادی کشور نباشد، باید گفت که با توجه به شیوع کرونا و کاهش صادرات غیرنفتی و از آن سمت نیاز غیرقابل اجتناب به واردات انواع کالا و در واقع مخارج بالای ارزی، میتوان با اطمینان افزایش نرخ ارز را پیشبینی کرد.از طرفی با افزایش ضریب فزاینده پولی و رشد نقدینگی که میانگین حدود ۲.۵ درصد در ماه را نشان میدهد رشد نرخ ارز تقریبا قطعی به نظر میرسد. در حال حاضر دولت با ابزارهای مختلفی که در دست داشته سعی کرده سیاست انقباضی پول را در پیش بگیرد که متاسفانه هم در بازار سرمایه و هم در بازار طلا و سکه به موفقیتی دست پیدا نکرد.همچنین دولت با انتشار اوراق قرضه و دیگر ابزارهای مالی سعی در جمعآوری اسکناس و مسکوکات داشته اما در هدایت این پول به بانکها و بازار سرمایه باز هم موفق نبوده است. از طرف دیگر دولت سعی داشته با دریافت مالیات بر گردش مالی بیش از پنج میلیاردتومان و از بین بردن بخشی بزرگی از دلالیهای ارز، طلا، خودرو و…… سرعت گردش پول و نقدینگی را کنترل کرده و تورم را تا حد امکان کاهش دهد که تاکنون موفق نبوده است. هرچند به زودی احتمال موفقیت وجود دارد .نتیجه اینکه اگر تاثیرات سیاسی را در نظر نگرفته و به عبارتی وضعیت آینده سیاست خارجی ایران بدتر نشود احتمال اینکه دلار تا پایان سال به بالای ۳۰ هزار تومان برسد زیاد است.
سناریو دوم:
با انتخاب ترامپ در وهله اول احتمالا اوضاع کاملا به ضرر ایران خواهد شد و ترامپ تمام کانالهای اقتصادی ایران را از بین خواهد برد تا این کشور از موضع ضعف وارد مذاکره با آمریکا کند. به زعم دونالد ترامپ، علاوه بر اینکه به زانو در آوردن ایران برد بزرگی برای آمریکا خواهد بود اما بدون شک گزینه مذاکره هم برای ترامپ مطلوبتر خواهد بود و هم گشایشهای اقتصادی برای ایران به دنبال خواهد داشت.آزادسازی احتمالی پولهای ایران در کره نیز یک بازی سیاسی بوده و در صورت عملی شدن این معامله و برنده شدن ترامپ در انتخابات به نفع ایران خواهد بود تا در دولت بعدی با امریکا گفتوگو را از سر بگیرد و از وضعیت فعلی اقتصادی برونرفت نرمی داشته باشد.در هر صورت باید گفت که انتخابات ترامپ شوک بزرگی به نرخ ارز خواهد داد که البته در صورت آزادسازی منابع ایران در کره و چین میتوان امیدوار بود که بازار به سمت عادی شدن برود اما در صورت عدم برگشت این مبالغ و انتخاب ترامپ شرایط بهقدری سخت خواهد شد که حتی تامین مواد اولیه کشور تقریبا غیرممکن میشود.متاسفانه به تازگی نیز شاهد بسته شدن یکی از مهمترین کانالهای مالی-بانکی ایران بوده ایم که از ماه پیش و با شروع تهدید ترامپ آن بانک هندی UCO که تنها درگاه نقل و انتقالات بانکی و تأمین مواد اولیه بوده است، ارتباط خود را با ایران قطع کرده که ضربه بزرگی به تجارت زده و تا چند ماه آینده شاهد اثرات آن خواهیم بود.نتیجه اینکه با توجه به کسری ارزی، مشکلات واردات کالای اساسی و شرایط بد دیگر بدون شک وضعیت اقتصادی بسیار دشواری پیش رو خواهیم داشت. از طرف دیگر صرافیها با توجه به ریسکهای موجود در نقل و انتقالات بانکی از دریافت مبالغ زیر ۵۰،۰۰۰ دلار امتناع میکنند.همچنین با پایین آمدن ارزش پول ملی و کاهش قیمت اقلام صادراتی، ارز برگشتی حاصل از صادرات کاهش چشمگیری خواهد داشت. هرچند دولت سعی داشته با بالا نگه داشتن تعرفههای صادراتی از صادرات با قیمت پایین جلوگیری کند اما با پایین آمدن ارزش صادراتی، شکاف نیاز کشور و واردات بیشتر شده و فشارهای بانکی و حوالههای ارزی موجب کمبود مواد اولیه و کاهش تولید و در نتیجه کاهش صادرات مجدد را در پی خواهد داشت.تا این سیکل معیوب دائما ادامه پیدا کرده و باعث چالشی شدن شرایط کشور و بالاتر رفتن نرخ بیکاری نیز شود.
سناریو سوم:
انتخاب جو بایدن، احتمال مذاکره ایران و امریکا را از سوی هر دو کشور بالا میبرد و اگرچه این فرآیند به سادگی نیست و حتما مدت طولانی زمان خواهد برد اما حداقل فایده آن این است که سقوط ارزش پول و بیثباتی قیمتها در بازار متوقف میشود اما تاثیرات این اتفاق بر بازار ارز به جز مقاطع کوتاه که هیجانی است، در میانمدت و بلندمدت نمودار میشود.این در شرایطی است که البته باید تاکید کرد که جو بایدن هم مواضع سختگیرانهای نسبت به ایران دارد و همین مساله دستیابی به یک توافق سریع و تاثیرگذاری سریع بر بازارهای ایران را دشوارتر میکند.